ماهی ، پولک
شب عيد ، يه ماهي قرمز رو انداختن توي تنگ آب. گفت : حالا هم خونه دارم، هم كار . رفت ازدواج كرد . بعد از عيد ولش كردن تو رودخونه ، مشكل مسكن و بيكاري پيدا كرد . زنش مهريه ش رو گذاشت اجرا . پولكاشو فروخت.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 9:34 توسط علي رضا لبش
|