شعر عزیز لعنتی

شعر مرا ترک می کند

شعر مرا ترک نمی کند

دارم

دانه

دانه

کلمات را

از ساقه  جدا می کنم

شعر مرا ترک می کند

شعر مرا ترک نمی کند

فصل­هاي كوچك خوشبختي

 

فصل اول

 

با شکوفه­های سیب

 و میزِ کوچک نهارخوری

منتظر نشسته­ایم

 

فصل دوم 

 

چاي و كمي سايه

تابستان و اندكي گيلاس

دو گلدانِ خالي

روي ميزِ كوچك­مان

 

فصل سوم

 

نشسته بوديم پشت ميز

پاييز بود و كمي دلتنگي

باران بود و اندكي نسكافه

 

فصل چهارم

 

 توي كافه

تنهايي براي­مان

چاي مي­ريخت

 

وبلاگ این دوستان نیز با اشعاری تازه به روز است :

 

لیلا کردبچه  / اصغر عالیزاده/ 

رویا شاه حسین زاده / رسول پیره / شراره رحمانپور