یه حلزونه خیلی به خودش می پیچید. گفتن : چته ؟

گفت : دارم می پیچم.

گفتن : چرا ؟

گفت : مده . همه یه جوری می پیچونن . ما هم اینجوری می پیچیم.

گفتن : پس بپیچ تا بپیچونیمت.

از اون به بعد همه حلزونا پیچیده به دنیا می آن.