داستان از آن جا شروع شد كه غضنفر ، سكينه را در طويله ديد و يك دل نه ، صد دل عاشق شد و اين دو بيتي را سرود و براي سكينه فرستاد
نهان و بي صدا بردي دلم را
شبانه ، در خفا بردي دلم را
تمام دل ز عشقت بو گرفته
طويله يا خلا بردي دلم را