به اسب گفتن چرا ازدواج نمي كني؟
گفت امكانات نيست .
بهش وام دادن.گفتن : حالا ازدواج كن.
گفت : اين امكانات نه ، اون امكانات.
كاشف به عمل اومد كه عاشق اسب صفحه شطرنج شده.
تازه مشكل اين نيست .
مادرِ اسب صفحه شطرنج با ازدواجشون موافق نيست مي گه : شما با هم همكفو نيستيد .



لطفاً نظر بديد تا بدونم بعد چيكار بايد بكنم .