عاشقيت در طويله
داستان از آن جا شروع شد كه غضنفر ، سكينه را در طويله ديد و يك دل نه ، صد دل عاشق شد و اين دو بيتي را سرود و براي سكينه فرستاد
نهان و بي صدا بردي دلم را
شبانه ، در خفا بردي دلم را
تمام دل ز عشقت بو گرفته
طويله يا خلا بردي دلم را
نهان و بي صدا بردي دلم را
شبانه ، در خفا بردي دلم را
تمام دل ز عشقت بو گرفته
طويله يا خلا بردي دلم را
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۸۶ ساعت 19:22 توسط علي رضا لبش
|