<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>لبشخند</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com</link>
<description>شعر و طنز و طرح و داستان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 03 May 2013 20:56:25 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>«کافه عشقه» بعد از «کافه خنده»</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/101</link>
<description>Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA کتاب «کافه عَشَقه» مجموعه نثر طنز نوشته اینجانب توسط انتشارات مروارید به چاپ رسید و در نمایشگاه کتاب عرضه می شود . این کتاب شامل سه قسمت: کرسی، بالش و پشتی و شب چره می باشد. کودکی مسعود کیمیایی، کودکی عادل فردوسی پور، کودکی جی کی رولینگ و دیگر شخصیت های مشهور تاریخی و هنری از مطالب مختلف این کتاب می باشد. قسمت هایی از کتاب کافه عشقه : □ قوانین عجیب کشورهای غریب □ در استرالیا هر کانگوروی مرده‌ای که پیدا کنند</description>
<pubDate>Fri, 03 May 2013 20:56:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/101</guid>
</item>
<item>
<title>مرثیه ای برای پدربزرگ</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/100</link>
<description>شاید باور نکنید اما پدربزرگم بال داشت. آدم هایی که این روزها به ندیدن چیزهای دیدنی عادت کرده اند، بال هایش را نمی دیدند. دیروز مراسم هفت پدربزرگم بود. می دانم الان جای پرآب و درختی گیر آورده و به پشتی تکیه داده و دارد برای فرشته ها قصه های شگفت انگیز تعریف می کند.</description>
<pubDate>Fri, 05 Apr 2013 10:06:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/100</guid>
</item>
<item>
<title>غلط نامه ترافیکی</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/99</link>
<description>راننده: کسی که به جون بی بی اش قسم خورده که از ترمز کمترین استفاده رو بکنه. کسی که پشت فرمون به دنیا اومده. پشت فرمون ازدواج کرده . پشت فرمون بچه دار شده و قراره پشت فرمون هم از دنیا بره. کسی که پاهاش نه برای راه رفتن بلکه برای کلاج و ترمز گرفتن ساخته شده. کسی که موقع راه رفتن هم حواسش به آینه بغل هست. کسی که بیشترین اعتقاد رو به جمله اشیا از آنچه می بینید به شما نزدیک ترند داره. کسی که گواهینامه رانندگی اش رو پیش از دیپلمش گرفته.</description>
<pubDate>Thu, 08 Nov 2012 21:19:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/99</guid>
</item>
<item>
<title>زلزله</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/98</link>
<description>زلزله قلب تمام ایرانیان را لرزاند. آذربایجان قلب ایران. جز تسلیت چه می توان گفت.</description>
<pubDate>Tue, 14 Aug 2012 20:56:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/98</guid>
</item>
<item>
<title>پدر در رفتگی</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/97</link>
<description>یکی پدرش در اومده بود اومدن براش جا انداختن .</description>
<pubDate>Mon, 06 Aug 2012 22:34:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/97</guid>
</item>
<item>
<title>دو پیرمرد زیر کرسی قسمت اول</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/96</link>
<description>دو پیرمرد با کلاه و عصا و لباس فرم یکسان زیر کرسی نشسته اند و به تحلیل اتفاقات روز می پردازند. هر دفعه این دو پیرمرد با کرسی شان از یک مکان خاص سردر می آورند و درباره معضلات آن مکان یا شغل صحبت می کنند. یکی از پیرمردها از وسایل جدید و امروزی از جمله پلیر و لپ تاپ استفاده می کند و پیرمرد دیگر کاملا از این مسائل بی اطلاع است. این پیرمردها از جاهای مختلف از جمله: چاپخانه، کافی شاپ، بیمارستان، وسط خیابان، داخل استخر، اتاق مسئولان، سینما، وسط زمین فوتبال یا</description>
<pubDate>Sun, 06 May 2012 05:19:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/96</guid>
</item>
<item>
<title> غلطنامه  دانشجويي</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/95</link>
<description>دانشجو: صاحب آرزوهاي بر باد رفته ، بي خانمان ، آس و پاس ، كسي كه تا صبح بيدار است و تا شب خواب. كسي كه سر كلاس فقط چرت مي زند ، ساعتش را نگاه مي كند و هر از گاهي با خميازه مي گويد: استاد خسته نباشيد. كسي كه هر ترم فقط 4 واحد پاس مي كند آن هم ولولوژي.بعضیا داغشو دوست دارن. جديد الورود: تازه نفس. گيج. كسي كه به طور متناوب نسبت به آينده اميدوار و نا اميد مي شود. كسي كه از استاد راهنماي خود سراغ سالن غذاخوري را مي گيرد.</description>
<pubDate>Tue, 13 Mar 2012 15:56:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/95</guid>
</item>
<item>
<title>نقد کتاب مرثیه</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/94</link>
<description>فردا سه شنبه ساعت 4 و نیم جلسه نقد کتاب مرثیه ای برای گمگشتگی سروده علیرضا لبش یعنی خود خودم که توسط دفتر شعر جوان چاپ شده با حضور شهرام میرشکاک و کمال شفیعی در سرای اهل قلم: خ اتقلاب. خ فلسطین جنوبی. ک خواجه نصیر. پلاک ۲ جنب آموزشگاه زبان کیش دختران برگزار می شه. خوشحال میشم شما رو هم ببینم.منت می ذارین اگه بیاین.</description>
<pubDate>Mon, 20 Feb 2012 18:42:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/94</guid>
</item>
<item>
<title>زنان خروسی ، مردان زیرزمینی</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/93</link>
<description>از صبح به چیدن کتاب ها در قفسه مشغول هستیم . اوستایمان می گوید : آن کتاب های نان و آب دار را جلوی چشم بچین و آن کتاب هایی که نه خیر دنیا و آخرت برای نویسنده شان دارند نه برای ما ، آن پشت و پسل قایم کن. پپه هایی که اینها را می خوانند خودشان می روند پیدایشان می کنند . ما فکر می کنیم کتاب ها هم خوشبخت و بدبخت دارند . بعضی هایشان آنقدر مشتری دارند که خدا می داند و بعضی هایشان که از سر و ریختشان معلوم است نویسنده هایشان حداقل دیپلم دارند ، هیچکس سراغشان نمیرود.</description>
<pubDate>Wed, 18 Jan 2012 10:48:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/93</guid>
</item>
<item>
<title>حرفه : شاعر</title>
<link>https://labeshkhand.blogfa.com/post/92</link>
<description>«اگر شعر می‎خواهد پیشرو و درجه یک باشد، اگر می‎خواهد در آینده پر و بال بگیرد، باید دیوار بین شعر و کار دشوار بشری را از میان برداریم و آن را به عنوان یک کار آسان نگاه نکنیم. شاعر هیچ راهی ندارد، یا باید نوشتن را رها کند یا شعر را به منزله‌ی یک کار حرفه‌ای در نظر بگیرد که به جان کندن نیاز دارد.» جمله بالا را از «ولادیمیر مایاکوفسکی» شاعر نوگرای روس نقل کردم تا طرح بحث کنم. افلاطون اعتقاد داشت، شاعران جایی در مدینه فاضله ندارند؛ چون ‎ بی‎کاره و راحت‎طلب</description>
<pubDate>Tue, 03 Jan 2012 09:25:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>labeshkhand</dc:creator>
<guid>labeshkhand.blogfa.com/post/92</guid>
</item>
</channel>
</rss>
