يه ماهي رو انداختند توي تنگ . گفت :حالا هم كار دارم . هم خونه . عاشق ماهي قرمز تنگ همسايه شد . پسري اومد خريدش برد خونه گذاشتش سر سفره هفت سين . ماهيه از غصه دوري معشوق دق كرد و مرد .
پيام داستان : 1- هيچوقت عاشق نشيد مخصوصاً عيد نوروز
2- گول بوي كباب رو نخوريد خر داغ مي كنند.
3- تا مشكل مسكنتون حل شد به فكر ازدواج نيافتيد . جور ديگه هم مي تونيد از مسكنتون استفاده كنيد. مثلاً اجارش بديد.
4- ماهي قرمز نخريد لا اقل اگه مي خريد جفت بخريد از نا همجنس بودنشون هم مطمئن شيد .
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 18:10 توسط علي رضا لبش
|
يه غورباقه قهرمان پرش بود ، توي جنگ جهاني دوم پاهاش قطع شد ، رفت خواننده شد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 12:14 توسط علي رضا لبش
|
قاطر دچار بحران هويت شده بود ،نمي دونست از خودش نجابت نشون بده يا خريت.
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 23:55 توسط علي رضا لبش
|
به خوك گفتن : نظرت در مورد عشق چيه ؟
گفت: والا من زياد سريال هاي تلويزيوني تماشا نمي كنم.
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 12:23 توسط علي رضا لبش
|
بسوزان ريشه ي ياس دلم را
برقصان پاي احساس دلم را
بيا يك شانه و سشوار بردار
بزن شانه سر طاس دلم را
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 9:45 توسط علي رضا لبش
|
گهي خشك و گهي تر آفريدند
گهي اسب و گهي خر آفريدند
در اين دنياي خوشبخت زنانه
مرا از بخت بد نر آفريدند
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 10:44 توسط علي رضا لبش
|
شرح ماجرا بماند براي بعد.
بعضي رابطه ها ، بعضي آدم ها ، مثل آپانديس مي مونن . وقتي عفوني شدن بايد هر چه زودتر با يك جراحي ساده بكنيشون بندازيشون دور . اگه بيشتر بمونن مي تركن و كل بدن رو عفوني مي كنن. اونوقت هم جراحي سخت تره و هم دوران نقاهت طولاني تر . من دو تا جراحي آپانديس داشتم كه جفتشون تركيده بودند و الان در دوران نقاهت طولاني به سر مي برم .
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 9:13 توسط علي رضا لبش
|